استادان لیسه قطس

اداره از نظر لغوی به معنی گرداندن، چرخاندن، دوردادن، روبراه ساختن امورمهم و نيز اصطلاحاً محلی که در آنجا کارهای معينی با اهداف مشخصی انجام داده می شود.
اداره ممکن است دارای چندين شعبه و شاخه باشد که در رأس آن يک نفر مدير قرار می گيرند.
مدير
اداره کننده و گردانندۀ امور يک مجموعهء کاری را گويند.
چه اين اداره کوچک باشد و يابزرگ در سطح يک وزارت خانه.
مديريت
اين اصطلاح نيز از دو صفت کاری و ظرفيتی برخوردار می باشد، مثل:
محل کار يا دفتر اداره که مدير و همکارانش در آن کار وفعالطت می نمايند.
خوب اداره کردن سلسله کارهای جمعی را با تدابيردرست مديريـت می گويند.
اما توضيح بيشتر:
دانشمندان و جامعه شناسان جهان از اداره و منجمنت تعريف ها و برداشت های مختلفی ارائه داشته اند که ما در اينجا تلفيقی از نظريات شان را بطورخلاصه بيان می کنيم:
اداره يا منجمنت عبارت از پيشبرد منظم و دقيق پروسهء طرح کاری در يک محيط يا يک دائره که درآن افراد به صورت دستجمعی، همآهنگ و متشکل برای يک هدف مشخص و مشترک باهم کار می کنند و تلاش می نمايند تا امورمحوله را به طور سالم ومؤثر انجام دهند.
مدير، منيجر و اداره کننده را نيز کسی می دانند که با تدبير و تدبر خود به
نحو شايسته و بايسته ای کارهارا با برنامه ريزی های مؤثر، استقامت بخشيده و
نيروها را نيز به شکل دقيقی هدايت ورهبری نموده و نسبت به مردم و ارباب
رجوع نيز صادقانه ارائهء خدمت، انجام وظيفه و ادای مسئوليت می نمايد.
وظايف يک مديريا منيجر
1 – رهبريت مؤثر اداره،
2 – تنظيم درست و ترتيب ساختار اداره،
3 – جذب و توظيف پرسونل و به کار گماری آنان،
4 – ارائهء طرح وپلان کاری برای اداره
5 – کنترول و نظارت بر نحوهء اجرای کارها.
صنف بندی
اگر ما يک وزارتخانه را در نظر بگيريم، اداره کنندگان آن را می توان به سه کتگوری ذيل تقسيم کرد:
1 – در کتگوری اول شخص وزير ومعينانش قرار می گيرند که وظيفهء رهبری و پاليسی سازی وزارت خانه را به عهده داشته، فعاليـت ها و استقامت های کاری تمام بخش ها را تحت نظارت وکنترول قرارمی دهند.
2 – در کتگوری دوم يا متوسط کسانی قرارمی گيرند که دررأس بخش های وزارت خانه مؤظف اند، مثل رؤساء، مديران عمومی و آمرين شعبات.
3 – باقی مامورين و کارمندان پائين رتبه، در کتگوری سوم قرار می گيرند.
همچنين است در سائر ادارات کوچکتر که يک رئيس و يا در ادارات و مجموعه های محدودتر که يک مدير در راس اداره قرار می گيرد.
خصوصيات يک مديريا منيجرموفق
يک اداره کننده يا منيجر خوب بايستی دارای مهارت ها، کاربردها و خصوصيات ذيل باشد:
1 – داشتن قدرت طرح پلان خوب برای انجام امور محوله، وارد بودن به مهارت های تخنيکی، تجارب مسلکی و سازماندهی اداره و داشتن قدرت، شهامت و دقت در اخذ تصاميم مؤثر، معقول، منطقی و بموقع در استقامت های کاری و وظيفوی.
2 – توانمندی پاليسی سازی سالم، اتخاذ ستراتيژی دقيق و بوجود آوردن يک سيستم اداری فعال و پويا با ساختار مناسب و پايدار در اداره.
به نحوی که اگر مثلاً شخص وزير يا مديری که دررأس قرار دارد، برای مدتی به مسافرت برود، در غيبت او سيستم کاری آن اداره به اختلال و سکتگی مواجه نگردد و کارهای محوله طبق روال عادی ادامه پيداکند.
3 – به کارگماری درست پرسونل طبق استعدادهای آنان در استقامت های کاری شان و اتخاذ برنامه های آموزشی و تشويقی، برای ظرفيت سازی و شگوفائی مهارت های کليه کارمندان بدون هرگونه تبعيض.
4 – داشتن مهارت های لازم در بهره گيری سالم از نظريات معقول و مشاورت های فکری و تحليلی متخصصين آگاه و کارشناس در جهت پيشبرد امور.
5 – ايجاد روحيهء اعتماد سازی بين تمامی پرسونل و برقراری رابطه های عاطفی، صادقانه وغيرمتعصبانه با آنان و درعين حال رغبت نشان ندادن به خبرچينی های اشخاص مغرض، غيبت و شکايت يک يا چند کارمند نسبت به کارمندان ديگر.
6 – اتخاذ سلوک و نيت نيک، انسانی و حسن خلق نسبت به همهء کارمندان.
7 – نشان دادن و به اثبات رساندن صداقت، صراحت، شفافيت، شهامت، فسادنا پذيری، ميزان دقت، قدرت تشخيص و رجحان بخشيدن ضوابط بر روابط در همهء امور و سپردن کار به اهلش.
8 – برخورد های مدبرانه، آگاهانه، با صبر، استقامت و حوصله مندی با مسائل و مشکلات روز مره.
9 – قدرت تشخيص و شناخت نيازهای عاجل و ضروری کارمندان و تلاش در جهت رفع آن ها.
10 – قدرت تشخيص و ارزيابی توانائی ها وهمچنان کشف نقاط ضعف و قوت کارمندان و اتخاذ روش مؤثر و تشويقی جهت ايجاد انگيزهء کار در آنان.
11 – ايجاد سهولت های کاری برای مراجعين در اجرای کارها و مشکلات شان.
12 – پرهيز از سخت گيری های پيچيده، غيرضروری و فساد انگيز بيوروکراتيک و کاغذبازی های تخلف آفرين، ضايع کنندهء وقت وزمينه ساز رشوه ستانی هاو ناراضی تراشی ها.
زيرا سيستم های فرسوده وسنتی بيوروکراسی در اين کشور زجر کشيده، تا حال نقايص و عوارض سنگينی را برای مردم ما در برداشته و جامعه را از پيشرفت، ترقی و تکامل بازمانده است.
کمیسیون مستقل اصلاحات اداری و خدمات ملکی به منظور تحقق اهداف ذیل ایجاد و فعالیت مینماید:
Ø ایجاد اداره سالم از طریق طرح و تطبیق اصلاحات در سیستم اداری کشور.
Ø تثبیت وظایف خدمات ملکی.
Ø استخدام مامورین خدمات ملکی به اساس اهلیت، شایستگی و تجربه کاری.
Ø تنظیم اساسات امور ذاتی و طرز فعالیت مامورین خدمات ملکی.
سوال ۷۲۲:- استراتیژی یعنی چی؟
جواب:- عبارت از برنامه جامع واحد و کامل است که بر مبنای آن نیل ویا رسیدن به اهداف اساسی سازمان تعین می گردد.
ویا به عباره دیگر استراتژی عبارت از دستورالعمل کلی که راه برون رفت در آن همیشه متصور است یعنی دارای بدیل (Alternative) دومی ویا سوی می باشد. اگر در استراتژی همین بدیل وجود نداشته باشد دیگر نمی توان آنرا استراتژی نامید.
سوال ۷۲۳:- پلان چیست؟
جواب:- عبارت از یک دید قبلی است برای رسیدن به هدف به شکل منظم و سیستماتیک در مقاطع مختلف زمانی یعنی کوتاالمدت،متوسط المدت،درازالمدت در پلان راه دومی و سومی وجود ندارد اگر پلان به اشتباه گرفته شود احتمال مخاطره یا (Risk) آنرا انتظار باید کشید.
ویا به عباره دیگر یک طرح پیش بینی شده به خاطر رسیدن به اهداف معین می باشد.
سوال ۷۲۴:- سیستم چیست؟
جواب:- عبارت از یک تعداد روش های وابسته به یک دیگر بوده و با اجرا روش های مذکور قیمت هدف یک سازمان تأمین می گردد. یا به عباره دیگر سیستم عبارت از مجموعه یست که از چندین جز وابسته با یکدیگر تشکیل یافته و یکجا با هم کار می کند طوری که با وارد شدن نقص در یک بخش از آن تمام سیستم متأثر می گردد
سوال ۷۲۵:- اداره چیست؟
جواب:- عبارت از نظام اجتماعی است که بر اساس روش های خاص بنا نهاده شده است که یک عده افراد به منظور حصول یک سلسله اهداف معین و مشخص گرد هم جمع شده و باهم همکاری و تشریک مساعی می نمایند.
ویا به عباره دیگر قرار دادن اشخاص در کنار هم برای ایجاد سهولت در کار ها و رسیدن به هدف توافق شده با اجرای وظایف و قبول مسولیت ها.
سوال ۷۲۶:- تشکیل چیست؟
جواب:- عبارت از تقسیم بندی وظایف تفویض صلاحیت تثبیت مسوولیت و تعین روابط منطقی واحد ها در یک اداره می باشد یعنی سه نکته را در تشکیل در نظر گرفت
- تقسیم وظایف در تشکیل
- تعین و تثبیت صلاحیت ها و مسوولیت
- روابط منطقی واحد ها
سوال ۷۲۷:- اصول اساسی اداره چیست؟
جواب:- اصول اساسی اداره عبارت اند از
1- اصل هماهنگی و وحدت هدف
2- اصل سلسله مراتب
3- اصل تخصص
4- اصل وحدت دستور دهی
5- اصل حیطه نظارت
6- اصل تعادل
7- اصل انعطاف پذیری
8- اصل کارآیی
9- اصل صلاحیت و مسوولیت
سوال:- عناصر اداره چیست؟
جواب:- عبارت از پلانگذاری،تشکیل،سازماندهی،کنترول ونظارت،راپوردهی، رهبری
سوال :- قانون را تعریف نماید؟
جواب:- قانونعبارت از مجموع دساطیر و مقررات است برای نظم اجتماع وضع گردیده و تطبیق آن تؤام با اجبار می باشد.
سوال :- قانون اساسی چیست؟
جواب:- قانون اساسی عبارت از میثاق یا سند تقنینی معتبر است که در آن ساختار دولت معین،آزادی ها تفکیک قوا و مکلفیت های اتباع مشخص ساخته می شود.
سوال :- فرمان چیست؟
جواب:- عبارت از هدایت کتبی ریس جمهور است که به موضوعات مهم از جانب ریس جمهور صادر می شود مانند فرمان در مورد توشیح قوانین و یا در مورد عفو محبوسین و سایر موضوعات.
سوال :- فرمان به چند نوع است هر کدام را طورمختصر بیان نماید؟
جواب:- فرمان: به دونوع است 1- تقنینی 2- عادی
تقنینی:- حالت استمرای داشته و در جریده رسمی به چاپ می رسد
عادی:- فرامین است که حالت دوام و استمراری نداشته و در جریده رسمی نشر نمی گردد.
سوال :- لائیحه وظایف چیست؟
جواب:- عبارت از سند تقنینی است که توسط یکی از وزارت خانه ها برای تفسیر مقرره وضع می گردد.
سوال :- مقرره چیست؟
جواب:- عبارت از تنظیم اجراات یک وزارت خانه وضع می گردد وبه تصویب شورای وزیران می رسد.
ویا به عباره دیگر... مقرره عبارت از قواعدی است که مطابق روحیه قانون به منظور تفسیر و توضیح ان وضع گردیده باشد باید اجرا و انجام پذیرد
سوال :- گزارش چیست؟
جواب:- عبارت از راپور دهی از اجراات است که باید بر مبنا واقعیت استوار باشد و بدون قلم خوردگی در بر گیرنده نکات مثبت ومنفی ودر اخیر گزارش ،گزارش دهنده باید نظر و پیشنهاد مشخص را نیز ارایه نماید گزارش به شکل روزانه، هفته وار،ماهوار،ربع وار،وسالانه بوده می تواند.
سوال :- گزارش کاری چیست؟
جواب:- عبارت از بر ملا ساخت کمیت وکیفیت کار و فعالیت انجام شده توضیح و معلومات دقیق و کافی همچنان نواقص کار،کمبود ها،پیشرفت ها می باشد.
سوال :- طی مراحل قانون چگونه است؟
جواب:- قانون ابتداد توسط یک وزارت و یا اداره مستقل تسوید و غرض ارزیابی و تحقیق برریاست تقنین وزارت عدلیه ارسال میگردد و بعد از تحقیق ریاست عمومیی تقنین غرض تصویب مجلس عالی وزرا ارائه میگردد و در صورت مو جودیت پارلمان غرض تائید و تصویب به پارلمان سپرده می شودو بعد از تصویب پارلمان غرض توشیح به ریئس جمهور ارائه میشود که بعد ازتوشیح ریئس جمهور نافذ و غرض نشر به جریدهء رسمی وزارت عد لیه ارسال میگردد.
سوال :- قوه مقننه چیست؟
جواب:- مجموعه ازنماینده گان دولت که حاکمیت ملی کشورراتمثیل میکند دارای صلاحیت های معین میباشد. امکان دارد یک اطاقه باشد ویا دواطاقه باشد( یک مجلسه ویادومجلسه ) باشد یک مجلس آن را عوام ( لویه جرگه درافغانستان ) ومجلس دیگرآن را مجلس اعیان( بالای پارلمان نماینده گی ازمردم می نماید )
سوال :- قوه اجراییه چیست؟
جواب:- تصامیم که قوه مقننه میگیرد ویاقوانین نافظ کشور را درعمل اجراء مینماید که این شامل حکومت ودیگر اورگانهای دولت مانند وزارت داخله پولیس وغیره .
سوال :- قوه قضاییه چیست؟
جواب:- عبارت از قوهء است درصورت تخلف درقانون یا تجاوز د رحقوق اتباع قانون را تطبیق مینماید.
سوال ۰:- حاکمیت چی معنی دارد؟
جواب:- حاکمیت اطاعت کسی راقبول نمیکند وفرمان خودرامستقیم مطابق قانون بالای مردم وضع میکند.
سوال :- وزارت یا وزارتخانه یعنی چی؟
جواب:- اداره عالی مرکزی که درپایتخت کشور تشکیل ودررأس آن شخص بنام وزیر قراردارد.
سوال :- مامور یعنی چی؟
جواب:- تطبیق کنند هء امر آمر که به آن توظیف گردیده به تحت اداره مربوطه آن را انجام دادن و به سر رسانیدن .
سوال :- مکتوب چی معنی دارد؟
جواب:- نوشتن و کتابت را گویند که به واسطه آن ادارات مسایل خود را در آن حل میکند به داخل قانون
یک مکتوب خوب باید دارای مشخصات ( وضاحت ،صحت و درستی ، مکمل بودن ، مودب بودن ، رعایت و پختگی) میباشد.
سوال :- پیشنهاد چیست
جواب:- طرح مسایل وموضوعات که ایجاب احکام مقام ذیصلاح را که به قانون موافق باشد جهت انجام آن طبق احکام مقام ذیصلاح تعقیب نمودن .
سوال :- استعلام چیست؟
جواب:- طرح مسایل و موضوعات که از جانب مقام ذیصلاح برای انجام وظیفه که در آن مربوط میباشد از مقام بالابه پائین تعقیب نمودن .
سوال :- وارده چیست؟
جواب:- هر مکتوب که از خارج اداره مواصلت می ورزد در صفحه وارده نمبر مکتوب تاریخ مکتوب تاریخ مواصلت و مرجع آن و در ستون خلاصه مطلب خلاصه مکتوب درج میگردد و در تحت مکتوب نمبر شماره وارده را میرسانیم .
سوال :- صادره چیست؟
جواب:- مکتوب که از طرف مدیر و یا مامور موظف ترتیب میگردد آنرا شمارهء کتاب صادره تاریخ و درستون مرسل نام خود شعبه و در ستون مرسل الیه نام ادارهء گیرنده و درستون خلاصه آن خلاصه مکتوب درج میگردد.
سوال :- خلص وارده و صادره چیست؟
جواب:- عبارت از کتاب که امورثبت مکاتب واوراق شعبه مرسل ومرسل الیه درآن معامله میشود.
سوال :- دفتر رسیدات چیست؟
جواب:- دفتر است که برویت آن مکتوب صاد ر شده کتاب وارده وصادره را جهت ارجاع آن نمبر تاریخ مرجع مرسل و مرسل الیه را رسانیده در مقابل مرجع مرسل الیه از شخص ویا اداره تسلیم شونده امضا اخذ میگردد.
سوال :- خدمات ملکی چیست؟
جواب:- عبارت از یک تشکیل غیر نظامی و غیر قضایی میباشد که درچوکات حکومت انجام وظیفه مینماید.
سوال :- قانون عادی
جواب:- ازنظرقانون اساسی عبارت از مصوبهء هردومجلس شورای ملی که به توشیح رئیس جمهوربرسد.
سوال :- وزیر کیست؟
جواب:- کسیکه دررأس یک وزارتخانه قراردارد که پادشاه درامور مملکت بااومشوره کرده وکارهای مهم به عهده اوخواهد بود.
سوال :- استیضاح یعنی چی؟
جواب:- پارلمان این صلاحیت را دارد که تمام اعضای کابینه را باشمول رئیس دولت فراخوانده وازفعالیت وکارکردهای آنان سوال نماید
یاد داشتهای کوتاه درادبیات کهن فارسی
1 متن: متن درلغت به معنای زمین سخت،درشت وبلند ودر اصطلاح عبارت از کتاب یا مکتوبی است که قابل شرح وترجمه باشد به بیان دیگر متن به آن بخش از آثار منظوم ومنثوری گفته میشود که از گذشته های دور به صورت مکتوب باقی مانده باشند.
2 نظم : لغتا به معنای آراستن ، ترتیب کردن وبه رشنه کشیدن میباشد اما؛ دراصطلاح ادبیات عبارت از سخنی است که دارای وزن وقافیه باشد.
3 نثر: درلغت به معنی پراکندن ودراصطلاح سخنی که دارای قافیه نباشد . نثر به سه قسم است .
الف: نثر ساده
ب : نثر مسجع
ج : نثر مصنوع ومتکلف
4 شعر: عبارت از سخنی است که احساسات برانگیز وخیال آمیز بوده وبرشنونده .یا خواننده تاثیر نماید ،برابر است که وزن وقافیه داشته باشد یانداشته باشد .
5 قافیه :کلمات یاهجا های هموزنی که دراخیر ابیات یامصراع می آیند به اسم قافیه یاد میشوند . مثلا درین بیت
به نام خداوند جان و خرد کزین برتر اندیشه بر نگذرد
کلمه «خرد»درمصرع اول و واژه «نگذرد» درمصرع دوم راکلمات قافیه مینامند
6 ردیف: حروف یاکلمات که بعد از قافیه دربعضی ازابیات تکرارا می آیند به نام ردیف یاد میشوند مثلا دربیت زیر.
دوش دیدم که ملائیکه درمیخانه زدند گل آدم بسرشتند وبه پیمانه زدند
کلمات«میخانه»و«پیمانه»قافیه وکلمه«زدند»که درهردو مصرع تکرارشده ردیف است.
7 وزن: عبارت است از تساوی تعداد هجا ها دریک مصرع با مصرع های دیگر چه از لحاظ تعداد وچه از نظر کوتاهی وبلندی هجاها وموقعیت آنها.
8 هجا:هردم وبازدمی که هنگام ادای کلمات از دهن خارج میشود هجا میباشد مثلا: «ب-را-در-» متشکل ازسه هجا و«در-وا-زه- بان»داری چهار هجا میباشد.
9 متون نظم:عبارت است از نوشته های ادبی که بصورت نظم از گذشته باقی مانده یا جدیدا شکل گرفته باشد.چیزهای راکه درباره یک متن بعد ها نوشته میشوند شرح یاتفسیر یانقدمینامند.(شاهنامه فردوسی،مثنوی معنوی،بوستان سعدی .غیره)
10 متون نثر: عبارت است از نوشته های که بصورت نثر(غیرمنظم)درادبیات بوجود میآیند .(تاریخ بیهقی ،چهار مقاله،مقامات حمیدی وغیره)
11 مصرع/مصراع: مصرع درلغت به معنی «پله»است؛اما دراصطلاح نیمی ازیک بیت رامصرع میگویند (یکی شاهدی درسمرقند داشت )
12 بیت: دومصرع که باهم به صورت مرتبط یکجا شوند بیت گفته میشوند.
دوش دیدم که ملائیکه درمیخانه زند گل آدم بسرشتندوبه پیمانه زدند
قالبهای کهن نظم فارسی
فرد: نوعی ازنظم که دارای دو مصراع بوده ولی اول با مصراع دوم هم قافیه نباشد وبابیت هادی بعدی از لحاظ معنی ومحتوا مرتبط باشد .مانند:
بشنو ازنی چون شکایت میکند ازجدای هاحکایت میکند
رباعی: نوعی ازنظم است که دارای چهار مصرع بوده وقافیه درمصرع اول،دوم، وچهارم حتمی ودرمصرع سوم اختیاری است.
گویند کسان بهشت باحورخوش است
من می گویم که آب انگور خوش است
این نقد بگیر ودست ازآن نسیه بدار
کاو از دهل شنیدم ازدورخوش است
دوبیتی: دوبیتی نیز مانند رباعی داری چهار مصرع است اما ازلحاظ وزن معمولا دوبیتی کوتاه تر از رباعی است.نمونه
شدم عاشق به دیدار سیه موی منم ازجان خریدار سیه موی
به چشم من زمهتو خوشترآید شعاع برق رخسار سیه موی
(مسمط) مثلث،مخمس،مسدس،ومثمن راگاهی درمجموع مسمط نیز گویند.
مخمس: نوعی نظمی که داری پنج مصرع هموزن وهم باشد.
مسدس: نظمی که دارای شش مصرع هموزن وهم قافیه است.
مثمن: یعنی هشت مصرعی نوعی نظمی که دارای هشت مصرع هموزن وهم قافیه باشند.
غزل: درلغت به معنی حدیث عشق وعاشقی است. دراصطلاح اشعاری رامیگویند که بر یک وزن وقافیه بوده ودارای مطلع ومقطع باشد ومعمولا درهشت تا دوازده بیت ارایه میشود .
قصیده: درلغت به معنی قصد کرده شده ودراصطلاح نوعی ازنظم است دریک وزن وقافیه که دارای مطلع مصرع بوده وحد اقل ابیات آن حدود بیست وپنج بیت باشد وحد اکثر آن تعئین نشده است.
قطعه: نوعی از نظم است که درآن چند بیت دریک وزن وقافیه آورده شود که بیت اول آن مصرع نباشد . یعنی هردو مصرع بیت اول دارای قافیه متفاوت باشد وتعداد تبیات آن رااز دوالی پانزده بیت گفته اند نمونه:
دوست مشمارآنکه درنعمت زند لاف یاری وبرادر خواندگی
دوست آن باشدکه گیرد دست دوست درپریشانی حالی ودرماندگی
ترجیع بند: آن است که از پچند بخش اشعارهموزن تشکیل شده مه هر قسمت آن دارای قافیه متفاوت باشد وآن بیتی که بعد ازهر بخش اشعار تکرار میشود آنرا بیت ترجیع یا ترجیع بند گویند.
ترکیب بند: ترکیب بند مثل ترجیع بند است اما تفاوتش درین است که بیت آخر هر بند تکرار نمی شود بلکه بیت جدید درآن آورده میشود.
مستزاد: نظمی که درهر مصراع رباعی،غزل،قطعه وامثال هم جمله یاعبارتی کوتاه بیفزاید که اگر آن افزوده رابر داریم درمعنی وشکل نظم اصلی تغییری وارد نگردد. مثال ازکمال خجندی:
ای ریخته سودای تو دل مارا بی هیچ گناهی
بنواز دمی خسته شمشیر جفارا باری به نگاهی
بادسحرازروضه رضوان خبرآورد امروز به گلزار
ای سروروان هست مگرپیک صبارا درکوهی تو راهی
هیهات که در دورقمرزنگ برآورد آئینه رخسار
آندم که برآرم زدل سوخته یار زین واقعه آهی
شعر نو
شعر نمائی: شعر نمایی یاشعرای که به شعرنو مشهور شد نوعی از شعر است که هرچند وزن دارد اما قافیه ندارد ویاهم ترتیب آوردن قافیه باشعر کلاسیک کاملا تفاونت دارد وتساوی طولی مصراع ها درآن رعایت نمیشود . مانند:
می ترود مهتاب
می درخشد شبتاب
نیست یکدم شکند خواب به چشم کس ولیک
غم ای خفته چند
خواب درچشم ترم میشکند.
شعربی وزن(سپید): نوعی از شعر است که وزن وقافیه ندارد ولی از نوعی احساس وتخیل وموسیقی درونی برخوردار میباشد وهمین مساله لاعث شعریت آن میشود.اینگونه شعر بیشتر توسط احمد شاملو به کاربرده شد وبنا گاهی ازآن به شعر شاملویی(درکنار نمایی) نیز یاد میکنند . مثلا:
چراغی بدستم
چراغی دربرابرم
من به جنگ سیاهی میروم.
چهارپاره: نوعی از شعر است که درآن چند دوبیتی درقافیه های جداگانه به شکل بهم پیوسته آورده میشود ومعمولا مصرع دوم وچهارم هم قافیه میباشند. مانند:
به بام خانه درپیش کوچه
شباهنگی پریشان می سراید
چراغی دراوطاق خانه می سوخت
ولی کم کم به خاموشی گرایید
شبح نزدیکتر آمد به در زد
صدای درطنین درخانه انداخت
به آواز صدا بیدار شد ماه
نگاهی خیره بر دیوانه انداخت
غزل – مثنوی :نوعی ازشعر جدید که درآن قالب مثنوی ابیات عاشقانه با محتوای غزل آورده میشود که اصطلاحا به آن غزل مثنوی میگویند .
تاریخچه عدد صفر
یکی از معمول ترین سئوالهائی که مطرح می شود این است که: چه کسی صفر را کشف کرد؟ البته برای جواب دادن به این سئوال بدنبال این نیستیم که بگوئیم شخص خاصی صفر را ابداع و دیگران از آن زمان به بعد از آن استفاده می کردند. اولین نکته شایان ذکر در مورد عدد صفر این است که این عدد دو کاربرد دارد که هر دو بسیار مهم تلقی می شود یکی از کاربردهای عدد صفر این است که به عنوان نشانه ای برای جای خالی در دستگاه اعداد (جدول ارزش مکانی اعداد) بکار می رود. بنابراین در عددی مانند 2106 عدد صفر استفاده شده تا جایگاه اعداد در جدول مشخص شود که بطور قطع این عدد با عدد 216 کاملاً متفاوت است. دومین کاربرد صفر این است که خودش به عنوان عدد بکار می رود که ما به شکل عدد صفر از آن استفاده می کنیم. هیچکدام از این کاربردها تاریخچه پیدایش واضحی ندارند. در دوره اولیه تاریخ کاربرد اعداد بیشتر بطور واقعی بوده تا عصر حاضر که اعداد مفهوم انتزاعی دارند. بطور مثال مردم دوران باستان اعداد را برای شمارش تعداد اسبان، ... بکار می برند و در اینگونه مسائل هیچگاه به مسئله ای برخورد نمی کردند که جواب آن صفر یا اعداد منفی باشد. بابلیها تا مدتها در جدول ارزش مکانی هیچ نمادی را برای جای خالی در جدول بکار نمی بردند. می توان گفت از اولین نمادی که آنها برای نشان دادن جای خالی استفاده کردن گیومه (") بود. مثلاً عدد6"21 نمایش دهنده 2106 بود. البته باید در نظر داشت که از علائم دیگری نیز برای نشان دادن جای خالی استفاده می شد ولیکن هیچگاه این علائم به عنوان آخرین رقم آورده نمی شدندبلکه همیشه بین دو عدد قرار می گیرند بطور مثال عدد "216 را با این نحوه علامت گذاری نداریم. به این ترتیب به این مطلب پی می بریم که کاربرد اولیه عدد صفر برای نشان دادن جای خالی اصلاً به عنوان یک عدد نبوده است. البته یونانیان هم خود را از اولین کسانی می دانند کهدرجای خالی ,صفر استفاده می کردند اما یونانیان دستگاه اعداد (جدول ارزش مکانی اعداد) مثل بابلیان نداشتند. اساساً دستاوردهای یونانیان در زمینه ریاضی بر مبنای هندسه بوده و به عبارت دیگر نیازی نبوده است که ریاضی دانان یونانی از اعداد نام ببرند زیر آنها اعداد را بعنوان طول خط مورد استفاده قرار می دادند. البته بعضى ازریاضی دانان یونانی ثبت اطلاعات نجومی را بر عهده داشتند. در این قسمت به اولین کاربرد علامتی اشاره می کنیم که امروزه آن را به این دلیل که ستاره شناسان یونانی برای اولین بار علامت 0 را برای آن اتخاذ کردند، عدد صفر می نامیم. تعداد معدودی از ستاره شناسان این علامت را بکار بردند و قبل از اینکه سرانجام عدد صفر جای خود را بدست آورد، دیگر مورد استفاده قرار نگرفت و سپس در ریاضیات هند ظاهر شد. هندیان کسانی بودند که پیشرفت چشمگیری در اعداد و جدول ارزش مکانی اعداد ایجاد کردند هندیان نیز از صفر برای نشان دادن جای خالی در جدول استفاده می کردند. اکنون اولین حضور صفر را به عنوان یک عدد مورد بررسی قرار می دهیم اولین نکته ای که می توان به آن اشاره کرد این است که صفر به هیچ وجه نشان دهنده یک عدد بطور معمول نمی باشد. از زمانهای پیش اعداد به مجموعه ای از اشیاء نسبت داده می شدند و در حقیقت با گذشت زمان مفهوم صفر و اعداد منفی که از ویژگیهای مجموعه اشیاء نتیجه نمی شدند، ممکن شد. هنگامیکه فردی تلاش می کند تا صفر و اعداد منفی را بعنوان عدد در نظر بگیرید با این مشکل مواجه می شود که این عدد چگونه در عملیات محاسباتی جمع، تفریق، ضرب و تقسیم عمل می کند. ریاضی دانان هندی سعی بر آن داشتند تا به این سئوالها پاسخ دهندو در این زمینه نیز تا حدودى موفق بوده اند . این نکته نیز قابل ذکر است که تمدن مایاها که در آمریکای مرکزی زندگی می کردند نیز از دستگاه اعداد استفاده می کردند و برای نشان دادن جای خالی صفر را بکار می برند. بعدها نظریات ریاضی دانان هندی علاوه بر غرب، به ریاضی دانان اسلامی و عربی نیز انتقال یافت. فیبوناچی، مهمترین رابط بین دستگاه اعداد هندی و عربی و ریاضیات اروپا می باشد |
|
|
ریاضیات چیست؟
آیا میتوان این علم را در چند جمله معرفی کرد ؟ بدون شک معرفی علوم پایه بخصوص علم ریاضی که ما در همه علوم است، کار بسیار دشواری است. زیرا این علم از یک سو ذهنی و تجریدی و از سوی دیگر عملی میباشد و در نتیجه یک تعریف باید کلی باشد تا بتواند تمام ابعاد دانش ریاضی را در بر بگیرد .برای مثال « آندروگلیسون» ریاضی دان آمریکایی در معرفی این علم می گوید:
«ریاضیات علم نظم است و موضوع آن یافتن ، توصیف و درک نظمی است که در وضعیتهای ظاهراََ پیچیده نهفته است و ابزارهای اصولی این علم ، مفاههیمی هستند که ما را قادر میسازند تا این نظم را توصیف کنیم.»
دکتر دیبایی استاد ریاضی دانشگاه تربیت معلم تهران نیز در معرفی این علم میگوید:
« علم ریاضی، قانونمند کردن تجربیات طبییعی است که در گیاهان و بقیه مخلوقات مشاهده میکنیم.علم ریاضیات این تجربیات را دسته بندی وقانونمند کرده وهمچنین توسعه میدهد.»
ریاضیات علم نظم است و موضوع آن یافتن، توصیف و درک نظمی است که در وضعیتهای ظاهرا پیچیده نهفته است و ابزارهای اصولی این علم ، مفاهیمی هستند که ما را قادر میسازند تا این نظم را توصیف کنیم» .
ریاضیات بر خلاف تصور بعضی از افراد یکسری فرمول و قواعد نیست که همیشه و در همهجا بتوان از آن استفاده کرد بلکه ریاضیات درست فهمیدن صورت مساله و درست فکر کردن برای رسیدن به جواب است و برای به دست آوردن این توانایی ، دانشجو باید صبر و پشتکار لازم را داشته باشد تا بتواند حتی به مدت چندین ساعت در مورد یک مساله ریاضی فکر کرده و در نهایت با ابتکار و خلاقیت آن را حل کند.
معرفی گرایش های ریاضی:
ریاضیات هنری است باستانی واز همان آغاز از جمله ذهنی ترین و در عین حال علمی ترین تلاشهای آدمی بوده است. یعنی از همان 1800سال پیش از میلاد که بابلیها در زمینه خواص تجریدی اعداد به پژوهش پرداختند، ریاضیات در کنار جنبه های ادراکی نظری ،به صورت ابزار که هر روز برای مساحی زمین، دریانوردی وساختن بناهای بزرگ مورد نیاز بود،به کار میرفت.
امروزه نیز به همین منوال است وشاید به همین دلیل ما در رشته ریاضی با دو گزایش ریاضی محض وکاربردی روبهرو هستیم.اما آیا میتوان این دو گرایش را به طور کامل از یکدیگر مجزا کرد؟آیا میتوان گفت که ریاضی محض تنها یک فعالیت ذهنی است وهیچ کاربردی ندارد و در کنار آن ریاضی کاربردی، کاربرد ریاضیات را در علوم وفنون مختلف بررسی میکند وآیا طبق نظر «هارولدهاردی» ریاضیدان بزرگ انگلیسی، تنها باید به خاطر زیبایی ریاضیات ( ریاضیات محض ) به آن پرداخت واین علم هیچ ارزش علمی ندارد ؟
باید گفت که امروزه چنین دیدگاهی قابل قبول نیست بلکه به اعتقاد ریاضیدانها حتی ذهنی ترین حوزه های ریاضیات مثل هندسه، نظریه اعداد ومنطق نیز اهمیت علمی بسیاری دارد وبه همین دلیل نبباید ریاضیات را به دو گرایش محض وکاربردی تقسیم کرد.
ویژگی ها و توانمندی های لازم برای موفقیت در رشته ریاضی:
ریاضیدان، کاشف متهور ناشناخته ها است. عاشقی است که با شوری فراوان پا در وادی ناشناخته ها میگذارد وبا تلاشی تحسین بر انگیز وبه کمک ابزا رهایی که در اختیار دارد ، تاریکیهای راه را روشن کرده وراه را برای دیگران هموار میسازد.به همین دلیل یک ریاضیدان قبل از هر چیز باید جرات قدم گذاری در وادی ناشناخته ها را داشته باشد. همچنبن باید با صبرو حوصله زیاد وابتکار وخلاقیت مسائل وقضایای دانش ریاضی راحل کند.
چرا ریاضیات می خوانیم؟ |
|
تاریخچه
اولین کسانی که از مثلثات استفاده میکردند یونانیان بودند.در یونان قدیم از مثلثات برای تعیین طول مدت روز یا طول سال (با مشخص کردن موقعیت ستارگان در آسمان)استفاده میشد.بعدها ریاضیدانان و منجمان هندی نیز پیشرفتهایی در مثلثات بدست آوردند ولی پیشرفت این علم مدیون دانشمندان مسلمان است .مسلمانان اصلیترین نقش را در پیشرفت این علم ایفا کردند و سپس این اندوختهها را در قرون وسطی به اروپاییان منتقل کردند. اروپاییان نیز دانش فراوان مسلمانان در مثلثات استفاده کردند و این علم را توسعه داده و به شکل امروزی در آوردند.
کاربردها
علم مثلثات در نجوم کاربرد فراوانی دارد و ازآن برای اندازهگیری فواصل بین ستارگان استفاده میشود. همچنین در طراحی سیستمهای ماهواره ای از مثلثات استفاده فراوانی میشود.در دریانوردی نیز از مثلثات برای تشخیص جهتهای جغرافیایی کمک گرفته میشود.امروزه از مثلثات در شاخه های مختلف فیزیک ماننداپتیک ، اکوستیک ، در تحلیل بازارهای مالی، الکترونیک ، معماری ، اقیانوس شناسی ، مکانیک ، بلور شناسی ، ژئودزی ، عمران و اقتصاد استفاده فراوانی میشود
عضو فعال
موارد استفاده مشتق
پیدا کردن شیب خط